روانشناسی و موفقیت

بررسی نکات و مسائل روزمره ، آموزش روشها ، الگوهای تربیتی و نکات دوران بارداری ، زایمان ، کودک ، نوجوانان و جوانان از دیدگاه روانشناسان و بزرگان دینی و فلسفی در روانشناسی و موفقیت سایت صددروازه

ژن خودخواه یا فداکار و مرزی به نام تعادل

ژن خودخواه یا فداکار و مرزی به نام تعادل

امروزه روز با این جامعه ای که خودمون ساختیمش هممون دنبال یه لقمه آرامشیم . آرامشی هر چند کوتاه ،حالا چند دقیقه یا چند ساعت که بتونیم بدون استرس و فکر به مشکلاتمون یه نفس راحت بکشیم .اما این وسط وجود دارن آدمهایی که حتی اون چند ساعت هم میخوان فدای بقیه کنن شاید مشغول استراحت باشن ولی فکرشون همچنان درگیر و این به گونه ای معنی خود کشی رو میده . به نظر شما کدوم رفتار بهتر یا درست ؟
۱- آرامش خودمون یا به نوعی خود خواهی 
۲- آسایش دیگران یا فداکاری
۳-یاتعادل نگه داشتن بین این دو رفتار

از ماست که بر ماست 

شرایط فعلی اقتصادی اغلب مردم طوری شده که تقریبا بیشتر ساعات روز را در محل کار میگذرانند . همون مثال خودمون که میگه از خروس خون تا بوق … می دوییم که یه لقمه نون در بیاریم حالا این بین تا یه وقت خالی یه روز تعطیل که گیر میاریم هر کدوم به یه مدلی میخوایم که خستگی از تن به در کنیم .

Characters of people holding positive emoticons illustration

لذتش رو ببر

یکی دوست داره فقط بخواب یکی ترجیح میده صبحش رو با ورزش شروع کنه یا بره کوه یا اصلا بشین خونه و کتاب یا فیلم موردعلاقش رو ببین . اون یکی میخواد با دوستاش برن تو دل طبیعت تفریح کنه شایدم خانواده رو ترجیح میده به جمع مجردی . یکی هم مثل من دلش میخواد با معشوقه نداشتش بره کافه سینما یا خیلی دیگه لارج باش برن سفر دوتاییwinkو … خلاصه هر کی به نحوی . نکته مهم این به کاری که علاقه داری بپردازی یعنی لذتش رو ببری که اگه روزی روزگاری نشستی و خاطراتت رو مرور کردی یا عکسات رو نگاه می کردی یاد اون خاطرات که افتادی قند توی دلت آب بش و لبخند بیاد روی لبت .

نگرانی از حرف مردم ، بی ثمرترین نگرانی

اما بعضی افراد نه تنها اون زمانهایی که سرکارند یا تو خیابون یا هر جای دیگه همش به فکر اینن نکنه همکارم فکر کن در مورد من که فلان ، دوستم نگه چرا اینجوری یا همسرم ناراحت بشه . هر کاری که میخوان انجام بدن حتی زمانهایی ک تو خلوت خودشون هستن هم به جای تمرکز یا لذت بردن از کار ، تفریح یا هر چیز دیگه در حال تجزیه و تحلیل و واکنش بقیه نسبت به خودشونن . بیخیال آخه تهش که چی؟ این که نشد زندگی لذت همه چی رو با ترس تجربه کنی . چپ نرو راست نیا این کارو نکن با اون دوست نباش حرف نزن ک فلانی بهش برمی خوره .

 ژن خودخواه یا فداکار و مرزی به نام تعادل

ژن خودخواه یا فداکار و مرزی به نام تعادل

زندگی بر پایه تعادل

فراموش نکن قرار نیست آرامش و لذت بردن از زندگیت بشه مایه سلب آسایش دیگران و حقوق بقیه رو پایمال کنی . درست که باید خوش باشی و خیلی نباید در بند چون و چرای مردم باشی ولی نه اینکه یکی دیگه رو زیر پات له کنی . خوش بودن مغایرتی با رعایت حقوق دیگران و از بین نبردن آرامششون نداره، پس تو میتونی خوب زندگی کنی و لذت ببری فقط کافیه خیلی نظرات احساسی بقیه که احتمالا خودشون در اون مورد ضعف دارن یا دوست دارن اونطوری باشن رو به خودت اعمال نکنی .

زندگی دکمه بازگشت نداره

تموم این حرفا یه نکته خیلی مهم داره اونم این که تو یه بار بیشتر زندگی نمیکنی . الان اگه ۳۰ سالت دیگه نمیتونی برگردی به ۲۰ سالگیت . دیگه نمیتونی کاراهایی که اون موقع میتونستی رو انجام بدی، شاید شرایط جسمیت اجازه نده ، درگیر خانواده شده باشی یا دور از جونت اصلا نباشی . خدا یک بار بهت فرصت زندگی داده و تو نمیدونی چند سال ولی این بدون تکرار نمیش و محدود . حالا که بر نمیگرده عقب پس تا زمانی که وقت داری به بهترین شکل استفاده کن این عمر مال تو نه بقیه که در موردش نظر بدن و بخوان براش برنامه بریزن .خودت اونطوری که دوست داری بسازش غیر از این عمل کنی شک نکن همش باختی و ضرر کردی . روزی میاد که مرور میکنی گذشته رو و میبینی جز آه و افسوس چیز دیگه ای برات نمونده اما چه سود ، عمری که رفت بر نخواهد گشت . اگه تا الان اینطور بودی حداقل از گذشته درس بگیر که آینده افسوس نخوری .


این سه نکته رو به خاطر داشته باش:

۱-درحال زندگی کن
۲-خیلی خودت رو دربند حرف مردم نکن
۳-از زندگیت نهایت لذت ببر

سازش با آنچه گریزی از آن نیست.

در زندگی با حوادث و رویدادهایی روبه رو می شویم که گریزی از آن نیست.

۱-یا آن حادثه را اجتناب ناپذیر بدانیم و خود را با آن سازش دهیم ،به عبارتی دیگر تن به قضا ، قدرو سرنوشت دهیم .

۲-یا با مبارزه علیه آن زندگی را بر خود تلخ کنیم و خودمان را اسیر بیماریهای عصبی کنیم.

 

حوادث را آنطوری که هست قبول کنید و خودتان را برای سازش و پذیرش آن آماده سازید.چون قبول آنچه اتفاق افتاده خودش اولین قدم در راه غلبه به نتیجه اندوهبار آن است.

جای شک نیست که این حوادث نیست  که باعث بدبختی یا خوشبختی ما می شود،بلکه عکس العمل ما در برابر آن حوادث است که احساسات خوب یا بد را درون ما به وجود می آورد؛«بله بهشت و دوزخ درون خود انسان است».

 

سازش با آنچه گریزی از آن نیست.

 در وجود انسان نیروها و استعداد هایی پنهان است ،که شما هر وقت بخواهید می توانید از آن استفاده کنید بله شما خیلی قدرتمند هستید.

انسان به یاری مغز و فکرش است که زندگی می کنند.

برای نیل به سعادت و خوشبختی تنها یک راه وجود دارد و آن هم کاستن از اضطراب و نگرانی درمورد چیزهایی است که خارج از قدرت و توانایی ما است.

 

یکی از راههای غلبه بر اضطراب این است  که به فکر آینده ی خود باشیم ولی اضطراب و نگرانی ای درمورد آن به خود راه ندهیم و حال خود را بسازیم ،زیرا آینده در پس ابرها در افقی دور دست پنهان است پس برای چه درمورد آنچه که هنوز نیامده و معلوم نیست چگونه است فکر خود را مشغول کنیم و مضطرب شویم ؛

اما می توانیم مسائلی را که در حال حاضر به وجود آمده و گریزی از آن نیست را تحمل نمود و درمورد آن صبر کرد.

سازش با آنچه گریزی از آن نیست.

حکایت ما انسانها مانند درختان است ،زمانی که طوفان فرا می رسد و درختان در برابر برف و کولاک قرار می گیرند عکس العمل آنها فرق داشته  درختان کاج جنگلی یاد گرفته اند چگونه با طوفان و کولاک مبارزه کنند و در برابر آن سر تعظیم فرود آورده و خم شوند  اما بعضی دیگر در برابر طوفان خم نشده و مقاومت می کنند،نتیجه ی این دو رفتار این است که درختان جنگلی بعد از آب شدن برفها و تمام شدن طوفان کمر راست کرده و دوباره به زندگی معمولی خود ادامه می دهند اما درختانی که مقاومت کرده اند و انعطافی نداشته اند، می شکنند و از بین میروند.بله ما انسانها نیز اینچنین هستیم.

انسان مانند لاستیک زیر خودرواست، باید انعطاف داشته باشد و در برابر سختی های اجتناب ناپذیر مقاومت نکند زیرا مقاومت در مقابل این ضربات مساوی است با تکه تکه و خورد شدن.

سازش با آنچه گریزی از آن نیست. 

پس باییم در مقابلحوادثی که اجتناب ناپذیر است و گریزی از آن نیست مقاومت نکرده آن را همانگونه که هست بپذیریم و با آن کنار بیائیم .

قانونی که بر بسیاری از اضطرابهای شما پیروز می شود.

همه ی ما انسانها از دوران کودکی تا به کهنسالی نگرانی هایی در ذهن خود داشته که ذهن ما را به خود مشغول می کند و  موجبات نگرانی ما را فراهم می آورد.
نگرانی هایی که پایه و اساس درستی نداشته و زائیده ی خیال هر انسان است ؛
بطور مثال خیلی ها فکر می کنند اگر زلزله بیاید چه می شود آیا آنها جان سالم به در می برند ؟ یا هر لحظه در هنگام عبور از خیابان به خود می گویند نکند تصادف کنند،نکند اتفاقی برای آنها بی افتد ،دائم در حال فکر کردن به چنین مواردی هستند که پایه و اساس درستی نداشته و تنها مواردی هستند که در ذهن ما وجود دارد و شاید حتی هیچگاه اتفاق نی افتد.

انسان اگر درست فکر کند به این نتیجه می رسد ۹۹ درصد چیزهایی که او را نگران و مضطرب می کند،هرگز برای او پیش نخواهد آمد.

اگر من و شما بتوانیم بیاری قانون «حد وسط»معلوم کنیم که چقدر از نگرانی ها و اضطراب های ما منطقی است،در آن صورت بی تردید می توانیم ۹۰ درصد نگرانی های خود را از بین ببریم.
قانونی که بر بسیاری از اضطرابهای شما پیروز می شود.
شرکت های بیمه بر اساس همین ضعف انسان ها است که در آمدی سر شار داشته  و می توانند روز به روز به درآمد خود اضافه کنند.

این شرکت ها تعهد می کنند که هرگز مصائب و بدبختی هایی که باعث وحشت شماست ،برایتان اتفاق نیفتد. و نام این کار را بیمه میگذارند.

این شرکت مقررات خود را بر اساس «قانون احتمالات»تهیه و تنظیم کرده اند؛
این شرکتها با بکارگیری همین قانون انسان ها را در مقابل خطرتی که در قانون احتمالات بهیچ عنوان مهم نیستند،بیمه می کنند.

اگر به قانون احتمالات توجه کنیم از نکاتی که تا کنون از آنها اطلاع نداشته ایم،دچار حیرت می شویم.

بطور مثال:من در زمان کودکی وقتی به استخر یا مکانی برای شنا می رفتم می ترسیدم که نکند در آب غرق شوم ،یا اینکه نتوانم شنا کنم و خود را نجات دهم ،اما حال که بزرگ شده ام متوجه این موضوع شدم که نگرانی من از این موضوع در کودکی بسیار بی مورد بوده زیرا که از هر صدها هزار نفر ممکن است در هر سال یک نفر دچار خفگی و غرق شدن در آب شود ؛و این نگرانی من بی مورد بوده است.

قانونی که بر بسیاری از اضطرابهای شما پیروز می شود.

پس قبل از بروز اضطراب و نگرانی در موارد بیهوده و مسلط شدن آن بر انسان این مورد مهم را در نظر داشته باشید که:

هر مشکلی را به دقت تجزیه و تحلیل و بررسی کنید،و از خود بپرسید بر اساس قانون احتمالات،چند درصد امکان دارد که آنچه شما را نگران کرده ،اتفاق بیفتد؟

 

چگونه نگذاریم نگرانی پایه و اساس زندگی ما را از بین ببرد.

انسان در بیشتر مواقع ،حوادث و رویدادهای عظیم و دردناک را با شجاعت تمام و آرامش بسیار تحمل می کند.اما چه بسا ،از یک اتفاق کم اهمیت پیش پا افتاده ،ناگهان دگرگون و ناراحت می شود.

بله نکات ناچیر و پیش پا افتاده ؛

بیشتر جنایات بشر مولود مطالب پیش پا افتاده و کم اهمیت است.اختلافات جزئی در میان زن و شوهرها،گفتن یک کلمه توهین آمیز و یی ادبانه و …همین چیزهای کم اهمیت . پیش پا افتاده است که جنایات و مکافات عظیمی زا به دنبال می آورد.

تنها تعداد معدودی از مردم هستند که مورد ظلم ، جور و ستم های بزرگ و سنگین قرار می گیرند .

نیمی از بدبختی ها و بیچارگی های انسان مولود مسائل پیش پا اقتاده است ،مسائلی خیلی ناچیز.

چگونه نگذاریم نگرانی پایه و اساس زندگی ما را از بین ببرد.

یک ضرب المثل معروف میگوید: قانون به جزئیات اهمیت نمی دهد.

شما هم اگر طالب آسایش و آرامش هستید،نگرانی ها را  خیلی کوچک  بگیرید تا به تدریج برایتان پر اهمیت نشوند.

در اغلب موارد برای رفع ناراحتی های ناشی از جرئیات بهتر است جای آنها را به خاطرات خوش و مطلوب بسپارید.

علت ناراحتی ما از این مسائل جزئی این است که به آنها بیش از حد، اهمیت میدهیم.

به یاد داشته باشید «زندگی کوتاهتر از آن است که کوچک شمرده شود».

انسان مانند درختی تنومند و کهنسال می ماند که ،سالهای متمادی  در براپر طوفان  ،صاعقه ،بهمن و … جان سالم به در  برده  حتی کم آبی و آتشسوزی نیز او را به زانو در نیاورده است، اما موجودات ریز و ناچیزی مانند کرمها و حشرات ضعیف او را به راحتی و در مدت کوتاهی از درون تهی نموده و باعث می شوند در برابر کوچکترین وزش باد نیز مقاومت نداشته باشدو از پا در آید؛

آیا ما همان درخت عظیمی نیستیم که در برابر دشواری ها و مشکلات و حوادث  هولناک زندگی استقامت می کنیم،در حالی که قلب و مغز خودمان را تسلیم حشرات و کرمهای اندوه و اضطراب می نمائیم؟

همان کرمهای کوچکی که به دلیل حقارتشان ،مقداری از آنها را به راحتی می توانیم لای انگشتان دست له کنیم.

چگونه نگذاریم نگرانی پایه و اساس زندگی ما را از بین ببرد.

پس بیائید هرگز و در هیچ شرایطی نگذاریم چیزهای کوچک که امکان دارد به راحتی آنها را فراموش کنید،زندگی شما را دگرگون کنند. فراموش نکنید زندگی کوتاهتر از آن است که کوچک شمرده شود.

 

نسخه معجزه آسا برای رفع نگرانی

 نسخه معجزه آسا برای رفع نگرانی

    مقدمه:

در زندگی  مسائل و مشکلات زیادی وجود دارد که موجبات تگرانی انسان را فراهم می نماید و اگر روش درست روبه رو شدن را با آن بلد نباشید،این امر باعث ایجاد حالت ها و بیماری های مختلفی در انسان می گردد ؛

از جمله ی این حالت ها حالت پریشانی و به هم ریختگی است که عامل اصلی  ایجاد بیماری های روحی و روانی مانند: استرس و افسردگی است که درمان آن در مراحل ابتدایی آسان یه نظر می آید (ولی این چنین نیست) اما اگر پیشرفت نماید درمان آن بسیار سخت خواهد شد ،پس بهترین کار پیشگیری است تا درمان؛

نسخه معجزه آسا برای رفع نگرانی  : به شما می آموزد که چگونه به آسانی مشکلات خود را رفع نمائید.

نسخه معجزه آسا برای رفع نگرانی  :

مرجله اول: درک حقیقت و اصل موضوع:

در زمانی که مشکلات سراغ انسان می آید ،انسان باید بداند که علت اصلی به وجود آمدن این مشکل چیست؟ و تا زمانی که علت اصلی آن را نداند نمی تواند آن را حل نماید لذا ابتدا باید موضوعی که باعث نگرانی اش شده است  را بشناسد و بفهمد ؛

 

پس ما بی آنکه حقیقت و اصل موضوعی که باعث نگرانی ما شده است را ندانیم قادر به حل آن نخواهیم بود .

راه حل این مورد یعنی بهتر درک کردن حقیقت و اصل موضوع این است که:

وقت خود را به صورت عملی و بی طرفانه صرف کشف حقیقت مطلبی که موجبات اضطراب و نگرانی شما را فراهم نموده است نماید، بر اثر کسب اطلاع از حقیقت موضوع ،اضطراب و نگرانی شما از بین خواهد رفت؛

پس تنها راه حل این است که احساسات را در کار عقل و اندیشه دخالت ندهیم و بیطرفانه در راه کشف حقیقت حرکت کنیم؛

این کار، کار آسانی نیست ،برای انجام این مورد می توانید با این دو راه حل کار خود را شروع نمائید:

۱-هنگامی که برای کسب حقایق موثر برای  حل موضوع کوشش می کنید،به خود تلقین کنید آن اطلاعت را نه برای خود، بلکه برای شخص دیگری گردآوری می نمائید؛

در این هنگام به یاری چنین انگار و تصوری می توانید با آرامش خیال، بیطرفی خود را حفظ کرده و مانع بروز احساسات در خود شوید.

۲-در حالی که اطلاعاتی را گردآوری می کنید و میدانید این اطلاعات  برای حل دشواری ها لازم است خود را وکیل مدافعی تصور کنید که برای حریف خود در صددگردآوری مدارک مثبت است؛

یعنی علیه خوداقدام به جمع آوری مدرک کنید و همه چیز را که با تمایلات و انتظارات شما سازگار نیست ،و به هیچ عنوان دوست ندارید با آن روبه رو شوید روی کاغذ بیاورید(بهترین راه کشف حقیقت آوردن مطالب روی کاغذ است).

در این هنگام می توانید نشسته و با آرامش و خونسردی اول مطالبی را که برای خودتان مفید است ،روی کاغذ آورده بعد آنچه را که به درد رقیبتان می خورد روی کاغذ بیاورید.

در نهایت می فهمید که میتوانید  به سهولت خقیقت و اصل مطلبی را که بین این دو قرار داردکشف کنید.(پس قبل از کشف موضوع اصلا نبایدنگرانی به خود راه دهید).

مرحله ی دوم تجزیه و تحلیل موضوع :

موقعیت خود را بی هیچ کم و کاست بسنجید و آن را تجزیه و تحلیل کنید تاببینید در صورت عدم موفقیت احتمالی بدترین نتیجه ای که عاید شما می شود چیست؟(بدترین وضعی که ممکن است برای  شما پیش آید چه خواهد بود؟).

پس از اینکه بدترین نتیجه ی شکست احتمالی را با تمام بدی های آن در نظر گرفتید ،خود را برای مقابله (مواجه شدن )با آن آماده کنید.

(از آن لحظه به بعد آرامش خاصی به شما دست می دهد که ) که باید خود را برای اصلاح آن بدترین وضع ممکن آماده کرده و بعد اقدام نمائید.

مرحله ی سوم :تصمیم گیری و اقدام فوری در مورد حل آن مشکل:

در این مرحله  با گرفتن تصمیم قطعی بخشی از اضطراب شما از بین می رود و بعقیه ی اضطراب شما در جریان اجرای تصمیم ،از بین خواهد رفت؛پس ۹۰درصد اضطراب ما با گذشت این مراحل از بین خواهد رفت .

نکته :

باید در نظر داشته باشید زمانی که تصمیم را گزفتید فوری آن زا اجرا کنید تا تردید و دو دلی به سراغ شما نیاید .

نکته :

رویدادهای زندگی را آنقدر که هست قبول کنید و خود را برای پذیرفتن آن همانگونه که هستند آماده کنید.چون تحمل و قبول آنچه که اتفاق افتاده ،خود اولین گام پیروزی بر عواقب نا مطلوب آن خواهد بود (در این زمان به آرامش خقیقی دست خواهید یافت).

از یاد نبرید با نگرانی ،به سلامتی جسم و جان خود آسیب می رسانید.

 

نسخه معجزه آسا برای رفع نگرانی